امروز ۳ آذر ۱۳۹۶
نوشته شده در ۲۹ مهر ۱۳۹۶، توسط: ، سرویس: خبر، یادداشت، بازدید: 431 views

خانواده‌ی یک کودک تنبیه شده: این است رسم معلمی؟

گریشنا- ارسالی خوانندگان: روز اول مدرسه وقتی زنگ خانه به صدا در می‌آید و پشت در علی را می‌بینیم و سوال تکراری «مدرسه چی جوری بود؟» را می‌پرسیم علی فقط به یک جمله کفایت می‌کند: «مامان دعا کن معلممون عوض شه»

ما جدی نمی‌گیریم اما وقتی مادرش همراه با نطق ضروری بودن مدرسه و پیدا کردن دوستان خوب لباسش را در می‌آورد، با صحنه‌ی رقت‌آوری روبرو می‌شویم روی شکم و دور گردن علی زخمی است و جای نیشگون دیده می‌شود، به هم می‌ریزیم. و سوالی که توی ذهن‌مان بزرگ می‌شود «چرا روز اول مدرسه؟»

با مدرسه تماس می‌گیریم، مدرسه به ما جواب‌های یک طرفه می‌دهد و با سر زدن به مدرسه متوجه می‌شویم خانم معلم بچه‌های دیگر هم را مستفیض کرده است و همه مادران شاکی‌اند. با اظهار پشیمانی معلم، دلخوری‌ها پایان می‌یابد. با این حال معلم منتقل می‌شود و معلم دیگری از طرف آموزش و پرورش معرفی می‌شود. علی اما با درخواست مادر به کلاس دیگری برده می‌شود اما معلم جدید با پیغام پسغام به مادر علی اصرار می‌کند علی به دلیل بااستعداد و زرنگ بودنش به کلاس خودش برگردد، مادر اعتماد میکند و علی برمی‌گردد.

روز بیست و پنجم مدرسه علی با چشم گریان از مدرسه تماس می‌گیرد و می‌گوید که معلم‌شان با اجبار جلو دوستانش به او دامن پوشانده حالا تصور کنید به چه روزی می‌افتیم. به مدرسه سر می‌زنیم مدیر مدرسه با من من می‌گوید: یکی به این معلم گفته که اگر این کار را انجام بدهی پسربچه‌ها حرف گوش کن می‌شوند.

به اداره می‌رویم به محض با خبر شدن از جریان عذرخواهی می‌کنند و قول می‌دهند موضوع را پیگیری کنند. جواب خانم معلم این است: «قصد تحقیر و اذیت نداشته‌ام برای اجرای نمایشی به او دامن پوشانده‌ام.» بعد از تحقیق و پرسش از بچه‌ها مشخص می‌شود معلم عزیز دروغ فرمایش کرده‌اند. معلم مقصر شناخته می‌شود و اصرار می‌کنند ببخشید و با جمله بخشش از بزرگان است سعی می‌کنند همه چیز پایان بپذیرد.

حالا خودتان قضاوت کنید. ببخشیم؟ چه کسی جواب تحقیر یک پسر بچه‌ی هشت ساله، آن هم جلو دوستانش را می‌دهد و تبعات آن ممکن است بعدها چه باشد؟ چه تضمینی وجود دارد این معلم رفتار خود را تکرار نکند؟ اصلا یک سوال اساسی جای این گونه معلمی در مدرسه «مدرسه به معنای واقعی‌اش» درست است؟ چه شده که دیگر نمی‌توانی جیگر گوشه‌ات را به خانه‌ی دومش بسپاری و اعتماد کنی و خیالت راحت باشد؟

نام مدرسه و معلم مربوطه در نزد هفت‌برکه محفوظ است. طرح مرتبط با این یادداشت نیست.
شما هم می‌توانید تجربیات خود را از تنبیه در مدارس در بخش نظرات بنویسید.

ارسال مطلب به دوستان ارسال مطلب به دوستان Print This Post Print This Post
  1. ابوالحسن احتشام نوشته است:

    بدون کامنت

  2. شهرام نوشته است:

    باید به دادگاه شکایت شود، دوره این تنبیه ها گذشته.
    این تنبیه ها برای خودشان بوده که پدر و مادرشان اینجوری بانها برخورد میکردند اگر اشتباه امدید، […]

  3. محمود نوشته است:

    خیلی کارزشتی انجام داده معلم [..] به نظرم بایدبه دادگاه شکایت کرد تا همچون معلمهایی حساب کار دستشون بیاد تا نوگول‌هامون را اینجوری تنبیه نکنند مگه مملکت قانون نداره به چه اجازه ای بچه های معصوم مردم راشکنجه میدن رییس اموزش وپرورش اون معلم […] را برای همیشه از معلمی اخراج کنید در ضمن باید نام معلم متخلف و مدرسه مربوطه هم سایت گریشنا منتشربکنیدتامردم بشناسندکه بچه هاشون راکه باخون دل بزرگ کردنددست چه آدمهای […] سپرده اندالبته معلمهای خوب وشریفی هم داریم که بایدازاونها قدردانی کرد

  4. A نوشته است:

    وضعیت تاسف‌بار آموزش و پرورش گراش در بی صدا ماندن مقابل توهین و تحقیرها و تنبیه های نابجای معلمان و مدیران تمومی ندارن. من خودم از دوران ابتدایی تا دبیرستان شاهدش بودم، از تنبیه با کمربند در دوران ابتدایی گرفته تا خیلی چیزای دیگه، پرسنل همدیگرو می‌شناسن و از هم همایت میکنن و حقوق دانش آموز اهمیتی نداره براشون.
    یک بار به همراه دوستان برای شکایت از وضعیت موجود به آموزش و پرورش رفتیم وقتی که برای رسیدگی امدن مدرسه گفتن شما با سلاح سرد وارد آموزش و پرورش شدین(که ربطی به موضوع شکایت نداشت) یا بیاین امضا کنین که شکایتی ندارین یا زنگ میزنیم پلیس بیاد!! (شاهد عینی؟ فردی با مشکل بینایی! و چیزی که واقعاً همراه ما بود دم سویچ!)
    جالبیش اینجاس که فردی که به شکایت رسیدگی می‌کرد تا سال قبل تو مدرسه ما درس میداد و باهم رفیق بودن!

  5. ديده بان نوشته است:

    سلام ما داد ما رو به کى ببریم به شورا شهر ؟ نمایندگان شهر تا زمانى انتخابات بود فقط شعار میدادن ولى حالا هیچ کارى حتى یک کار کوچک ام نمى توانند انجام دهند

  6. من نوشته است:

    چه وحشتناک،فکر کن تا اخر عمر بچه یادش نمیره و همیشه دوستانش با یاد اوری این قضیه مسخره میکنند،حداقل مثل قدیم وسط وایسونن یه پاها شو بالا بگیره،نه این مدلی
    اگه من جای ایشون بودم درس خوبی به معلم میدادم

  7. حسین نوشته است:

    شورای محترم شهرشمانمایندگان مردم هستین مردم به شمارای دادن ورودکنین. بایداقای حسنی بره تهران باوزیراموزش وپرورش دیدارکنه ودغدغه مردم رابه گوش ایشون برسونه یعنی چه مگه دوره طاغوت هستیم

  8. س نوشته است:

    واقعا اسم معلم رو باید از روی اینطور ادما برداشت ،بچه من هم اوایل مهر معلم کلاس اولشون سیلی بهش زده بود،در حالی که من تو خونه دست روش بلند نکردم،وقتی یکی دو معلم رو به دادگاه کشوندین و دیه گرفتن ،حساب کار دستشون میاد

  9. ... نوشته است:

    معلم یکی از مدارس پسرونه بودم، روز اول مدرسه بعد از صف صبحگاه و بعد از اینکه بچه ها رفتن کلاس، مردی که فقر از ظاهرش معلوم بود دست بچه ش رو گرفته بود و آورده بود ثبت نام کنه. بعد از اینکه پدر بچه رفت، پسربچه شروع کرد به گریه که جناب مدیر به جای اینکه باهاش با ملایمت رفتار کنه تا شاید آروم بشه شروع کرد به کتک زدن، هر چی تونست به سر و صورت بچه زد، هر چی تونست لگد زد و از زمین بلندش کرد و به زمین زد، من که از ترس نزدیک بود قالب تهی کنم وقتی دیدم می خواد سر بچه رو بزنه به دیوار از جام بلند شدم و دویدم بچه رو از دستش گرفتم. نفس بچه بالا نمیومد. چند وقت بعد مدیر گفت چون بابای بچه پول ثبت رو نداشته بده، کاری کرده بچه زده بشه و دیگه برنگرده؛ (هر چند تلاشش بی نتیجه موند و بچه از اون مدرسه نرفت). هنوز که هنوزه وقتی یادم میاد می گم چطور به خودش اجازه داد روز اول مدرسه ی یه نفر رو اینجوری رقم بزنه؟ این آقا چه جوری شده بود مدیر یه مدرسه؟ و دیگه اینکه بعد از این همه سال اون بچه چیکاره شد؟

  10. .... نوشته است:

    اشنا یکی از قربانیان همین رفتار زشت و به دور از ادب کاری کرد که با توجه ب استعدادی که داشت از مدرسه فراری شد حتی کار ب شکایت از معلم کشید…..

  11. من نوشته است:

    جای تاسف داره که به نظر ایشون دامن و نماد زن بودن تحقیر به حساب میاد! البته ممکنه در مدرسه دخترانه اینجور تحقیر ها وجود مداشته باشه ولی یادم نمیره چطور با چک کردن سانت متر مانتو و ابرو چطور تحقیرمون میکردن! و الان میتونم تنفر رو توی وجود تمام هم دوره ایی هام از مدیر و معاونا ببینم ! مرگ بر جهل

  12. مرفین نوشته است:

    چن روز قبل هم معلم کلاس اول ابتدایی مدرسه دخترانه به یکی از دانش اموزا گفته چرا عدد صفر رو اندازه کله ات نوشتی!!بقدری این دانش اموز ناراحت بود از تحقیر معلمش که روز بعد نرفت مدرسه

  13. شهروند نوشته است:

    معلم عزیز

    شما داری جایی کاری میکنی بنام “آموزش” و “پرورش” که کار شما هم “تعلیم” هست و هم “تربیت”. هنر شما اینه که غیر از تدریس بتونی این بچه های شیطون و بازیگوش رو با صبر و حوصله و با استفاده از اصول تربیتی سربراه و حرف گوش کن بکنید و گرنه درس دادن به دانش آموز سر به زیر و آروم و اداره کلاس اونها که هنر نیست. مسئولین محترمی که این معلمین رو استخدام میکنن لطفا توی انتخاب شون دقت بکنند که آیا اینا اصول روانشناسی کودک و طرز رفتار با اونها بلدن یا نه؟ یا لااقل اگه بلد نیستن براشون دوره آموزش پیش از خدمت بزارن.

  14. خانم گراشی نوشته است:

    اولهای مهر معلم کلاس اول منو بخاطر فارسی حرف نزدنم البته بلد نبودم چنان زیر گوشی زد که تا آخرین سالهای مدرسه من از مدرسه و اول مهر متنفر بودم.هنوزم حالم از اول مهر بهم میخوره سی و خرده ای سال گذشته

  15. عزيز نوبهار نوشته است:

    خیلی خیلی درد دارد معلمی ابنچنبن برخوردغیر انسانی کند و بابد سلامی کرد به ان […] که این ادمهایی که مشکل روانی دارند به بدنه اموزشی تزریق مبکنند
    وقتی یکی بدون گذراندن دوره های روانشناسی کودک و بدون توجه به خانواده وارزیابی های روانی اقدام به استخدام میکنند نتیجه اش این است که کودکان ما باید از مدرسه و درس و مهر منزجر شوند
    من خودم نمونه هایی سراغ داشتم و …

  16. علی اصغر عیدالی نوشته است:

    میخوام یه سوالی بکنم از مدیریت اموزش و پرورش
    جریان این نامه های که به بچه ها دادن در سازمان حمل و نقل
    این مسخره بازی ها چیه اخه
    من بچه خودمه میخوام ببرمش مدرسه باید از شما اجازه بگیرم عایا؟
    کجای قانون نوشته که من اگه بخوام فرزندمو برسونم باید از سازمان حمل و نقل موافقت بگیرم جمع کنید کاسه کوزتون رو

  17. مرفین نوشته است:

    اخ که حرف دل ما رو زدین اقای علی اصغر. کلا ترافیک و تصادف و خلاف و همه چی رو ول کردن فقط گیر دادن ببینن کی داره یک دانش اموز رو میرسونه ,کاش حالا وقتی میرفتی واسه مجوز روی خوش نشون میدادن هزار تا بهانه های جور واجور و اذیت.بچه ی خودش رو میرسونده ا ولی ۶۰ هزار جریمش کردن. این احساس مسولیته خوبه ولی خواهشا دیگه اینقد گیرای بیخود ندین

  18. علی اصغر عیدالی نوشته است:

    اخه من از مسئولین مربوطه یه سوال دارم
    منی که بچه دارم و میخوام بچه ام رو برسونم مدرسه واقعا باید بیام از شما اجازه بگیرم؟
    اگر این قانونیه که مصوب شده پس چرا جوابگو نیستین اگر هم من دراوردی هستش که از …..در اومده؟

  19. سعید شیروان نوشته است:

    من هم با آقای عبدالی موافقم ..دیگه شورش رو در آوردن..یعنی چی که باید مجوز داشته باشی واسه رسوندن بچه ات..همه مشکل مملکت ما هم همین رسوندن بچه هاست ..همه جوونها شغل ثابت دارن ..هیچ کس مشکل مالی نداره ..زمبنه ازدواج جوونها فراهمه..مشکل مسکن وجود نداره..آینده بچه هامون تضمینه..فقط مونده این قانون مسخره رو اجرا کنن…

  20. علی اصغر عیدالی نوشته است:

    اقای شیروان اگه قانونی وجود داشته باشه به نظر منکه یک تصمیم شخصیه واسه اضافه کردن جریمه های رانندگی دیدن درامدشون کم شده اومدن واسه خودشون قانون نوشتن .باید دید ببینم واحد بازرسی راهنمایی و رانندگی هم از جنین قانونی باخبره یا نه واحد بازرسی ناجا ( ۱۹۷ )که امروز من زنگ زدم بهش از وجود همچین قانونی خبر نداشت

  21. !! نوشته است:

    آقا ما از این ماموران راهنمایی رانندگی راضی نیستیم.باید دادمون رو کجا ببریم?

    علی اصغر عبدالی پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۶ ۶:۴۱ ب.ظ:

    سامانه‌ای تحت عنوان مرکز نظارت همگانی بازرسی کل ناجا با شماره تلفن ۱۹۷ و با ظرفیت ۳۵۵ خط در سراسر کشور به صورت ۲۴ ساعته آماده دریافت نظرات و دیدگاه‌های شهروندان است.

  22. بی نام نوشته است:

    ۵ ساله داریم داد می زنیم معلم های بومی گراش همه دارن بازنشته می شن بچه های کنکوری را بفرستیم دانشگاه فرهنگیان که از همون روز اول استخدام باشن و خدمت معاف می شن صد تا مزیت دیگه ولی به هیچ وجه نه بچه ها و نه خانواده ها راضی نمی شن که فرزندشون بره معلم بشه چون از نظر خودشون پول توش نیست حالا همون بچه ها لیسانس گرفتن میرن آموزش و پرورش واسه استخدام قبولشون نمی کنن چون مسیر درس رو انتخاب نکردن!!!
    درسه بعضی از معلم ها البته می شه گفت اکثرشون شاید سواد درسی واسه معلم بودن ندارن انهم فقط به خاطر جذب اشتباه اموزش و پرورش واسه تامین نیرو (چاره هم نداره نیرو نگیر مدارس معلم ندارن)انم فقط به این خاطره که طرف تا لیسانس نگرفته نمی فهمه کار نیست و از این راه وارد نظام آموزشی میشه که صدمه اش رو بچه ها می بینن.
    از آن ور هم بعضی خانواده ها بچه ها رو خیلی بد پرورش میدن جوری که بچه اصلا و ابدا به حرف هیچ کس گوش نمیده و حتی پدر و مادرش انوقت والدینش انتظار دارن معلم مدرسه صبر ایوب داشته باش و به بچه هیچ چیزی نگه بچه از پدرش حرف شنوی نداره انوقت می خواد معلمش معجزه کنه!!!
    در کنار مشکلات مدارس و معلمین من مادر ها رو مقصر میدونم که سواد درستی واسه پرورش افکار کودکی فرزند رو ندارن و فکر می کنم تو مدرسه درست می شه.
    پ.ن: الان یه عده میان می گن مادرها امروزی همه لیسانس دارن!!!