هفت‌برکه – صادق رحمانی: سینما و فیلم مستند از هنرهایی هستند که می‌توانند روایتگر زندگی، فرهنگ، تاریخ و تجربه‌های انسانی باشند. از دهه‌ها قبل، هنرمندانی در گراش دست به دوربین برده‌اند و در سال‌های اخیر نیز، حضور فیلم‌سازان جوان نشان داده است که این هنر نیز می‌تواند در کنار دیگر شاخه‌های هنری، سهمی در ثبت هویت و روایت زندگی مردم منطقه داشته باشد. در ادامه مجموعه گفت‌وگوهای «اتفاق هنری گراش»، با یکی از فعالان حوزه فیلم و مستند درباره مسیر ورود به این عرصه، جایگاه فیلم مستند، چالش‌های فعالیت هنری و چشم‌انداز آینده گفت‌وگو کرده‌ایم.

Porsagoft 16 Saeed Qorbani

سعید قربانی، نوجوان ۱۸ساله‌ی گراشی، فعالیت هنری خود را از چهار سال قبل در ۱۴سالگی و از صحنه‌ی تئاتر آغاز کرده است. نخستین تجربه‌ی جدی او، ساخت مستند «خال ابرام» درباره‌ی شهید ابراهیم برزگران بود (فیلم را در هفت‌برکه ببینید). بعد از بازتاب‌های مثبت مستند خال ابرام، او مستند داستانی «مردی که برنگشت» را درباره‌ی سردار شهید علی‌اکبر عظیمی کلید زده است. او برای انسجام فعالیت‌های خود، دفتر «خانه فیلم گراش» را راه‌اندازی کرده و مدیر این مرکز است. قربانی اردیبهشت امسال، مستند داستانی «پسر ایران» را با محوریت امدادگران هلال احمر در جنگ تحمیلی سوم ساخت و منتشر کرد. فیلم کوتاه «سبزه» نیز به تازگی با تهیه‌کنندگی او منتشر شده است (اینجا).

 

هفت پرسش مکتوب هفت‌برکه و پاسخ‌های قربانی را می‌خوانیم.

صادق رحمانی: چه عاملی باعث شد به رشته فیلمسازی گرایش پیدا کنید و چه چیزی شما را به ادامه این مسیر ترغیب می‌کند؟

سعید قربانی: در آغاز، به دلیل نبود کلاس‌های بازیگری در گراش، بدون علاقه جدی وارد عرصه فیلم‌سازی شدم؛ اما همین ورود اتفاقی، سرآغاز یک دلبستگی عمیق به فیلم و سینما شد. به تدریج با شناخت بیشتر این هنر، علاقه‌ام روزبه‌روز افزایش یافت و فیلم‌سازی به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی من تبدیل شد.

رحمانی: به نظر شما فیلمسازی و مستندسازی چه جایگاهی در میان مردم گراش دارد و میزان استقبال جامعه از آن چگونه است؟

قربانی: فیلم مستند در سراسر دنیا معمولاً مخاطبان خاص خود را دارد و نسبت به بسیاری از گونه‌های دیگر سینمایی کمتر مورد استقبال عمومی قرار می‌گیرد. با این حال، نخستین مستندی که ساختم با استقبال خوبی روبه‌رو شد و همین موضوع برای من روزنه‌ای از امید بود تا با انگیزه بیشتری این مسیر را ادامه دهم و به تولید آثار بیشتر فکر کنم.

رحمانی: منزلت اجتماعی هنرمندان در گراش را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا هنرمندان از حمایت و احترام متناسب با فعالیت خود برخوردار هستند؟

قربانی: متأسفانه برخورد با هنرمندان در گراش در بسیاری از موارد ضعیف است و گاه تحت تأثیر عوامل مختلف و نگاه‌های گروهی و جناحی قرار می‌گیرد. این موضوع باعث شده است که هنرمندان آن‌گونه که شایسته است مورد حمایت قرار نگیرند. حتی اگر وضعیت را با برخی شهرهای همجوار، از جمله لار، مقایسه کنیم، تفاوت نگاه و رویکرد به هنر و هنرمندان کاملاً محسوس است.

رحمانی: کدام استادان، هنرمندان یا چهره‌های فرهنگی بیشترین تأثیر را بر شکل‌گیری نگاه و مسیر هنری شما داشته‌اند؟

قربانی: در طول این مسیر، افراد بسیاری از تهران و گراش بر نگاه و مسیر هنری من تأثیر گذاشته‌اند. هر کدام از این افراد، چه در زمینه فنی و چه در حوزه نگاه هنری، سهمی در شکل‌گیری تجربه و جهان‌بینی من داشته‌اند.

رحمانی: مهم‌ترین چالش‌های شما برای ادامه فعالیت هنری در گراش چیست و چه امکاناتی می‌تواند به تداوم و رشد این مسیر کمک کند؟

قربانی: پس از حرفه‌ای‌تر شدن در کار، مهم‌ترین چالش برای من کمبود بودجه مالی و دسترسی نداشتن به تجهیزات حرفه‌ای بوده است. تولید فیلم، به‌ویژه در سطح حرفه‌ای، نیازمند امکانات فنی و پشتیبانی مالی است و نبود این زیرساخت‌ها روند تولید آثار را با دشواری مواجه می‌کند.

رحمانی: تجربه شما از حضور در رویدادهای هنری و عرضه آثار چیست؟ چه انتظاری از برگزاری برنامه‌های هنری در گراش دارید؟

قربانی: معمولاً در برنامه‌ها و رویدادهای هنری شهر، کمتر به حوزه فیلم و سینما پرداخته می‌شود و بیشتر تمرکز بر سایر رشته‌های هنری است. انتظار می‌رود در برنامه‌های فرهنگی آینده، فیلم و مستند نیز جایگاه پررنگ‌تری پیدا کند و بستری برای نمایش و نقد آثار فیلم‌سازان فراهم شود.

رحمانی: طرح «اتفاق هنری گراش» را برای معرفی و فروش آثار هنری تا چه اندازه مؤثر می‌دانید و چه پیشنهادهایی برای موفقیت بیشتر این طرح دارید؟

قربانی: اگر این طرح به‌درستی پیگیری شود و در کنار آن فرهنگ‌سازی خلاقانه و مستمر صورت گیرد، می‌تواند گامی مهم و مؤثر برای جامعه هنری گراش باشد. موفقیت چنین برنامه‌هایی در گرو تداوم، برنامه‌ریزی دقیق و مشارکت هنرمندان و مردم است و می‌تواند به دیده‌شدن بیشتر هنر و هنرمندان شهر کمک کند.