هفتبرکه ـــ مبینا پزشک: از همان بچگی، عشق گل و گیاه بود. یادم میآید چطور با دقت، ساعتها پای گلدانهای کوچک و بزرگ خانهمان مینشستم. برگهایشان را با دستمال نمدار تمیز میکردم و با وسواس عجیبی به خاک و غنچههایشان میرسیدم؛ برای من آن گلدانها دنیای زندهای بودند که حال دلم را خوب میکردند. اما همیشه یک چیزی این وسط اذیتم میکرد؛ مخصوصاً وقتهایی که با خانواده به سفر میرفتیم. گاهی میدیدم کنار ما خانوادههایی هستند که با کلی شوق و ذوق مشغول تفریحاند، اما درست همانجایی که زیر سایهی درخت یا کمی آن طرفتر روی چمنها نشسته بودند، کوهی از زباله و پلاستیک باقی میگذاشتند و خیلی راحت، راهی ادامه مسیرشان میشدند. همان موقع بود که با خودم فکر کردم چطور میشود آدم طبیعت را دوست داشته باشد اما اینطور با بیخیالی به آن آسیب بزند؟
امروز ۶ مردادماه مصادف با ۲۸ ژوئیه، روز جهانی حفاظت از طبیعت نامگذاری شده است. به همین مناسبت، این دغدغهی قدیمی را بهانهای برای یک گپ خودمانی کردم. به همین دلیل به سراغ چهار نفر از خانمهایی که در انجمن حافظان محیط زیست فعالیت میکنند، یعنی فاطمه پورشمسی، رویا اعتمادیفر، رقیه افشار و معصومه فتحی رفتم؛ کسانی که مثل من و شما زندگی عادیشان را دارند، اما تصمیم گرفتهاند که در کنار مشغلههای روزمره، هوای زمین را هم داشته باشند.
البته فاطمه پورشسی، همسر طالب خاکینهاد، و فاطمه دادستان، همسر محمدعلی مفرح، هم از جمله خانمهایی هستند که به همراه همسرشان در انجمن حافظان محیط زیست فعالیت میکنند. پورشمسی به دلیل سفری که در پیش داشت نتوانست با ما مصاحبه کند و موفق به تماس با دادستان هم نشدیم.
در ادامه، پای صحبتهای این چهار خانم مینشینیم تا از تجربیاتشان، خاطرات و چالشهایی که در مسیر حفاظت از طبیعت دیدهاند، برایمان بگویند. روایت سادهی آنها شاید تلنگری باشد برای همهی ما که بیشتر مراقب زمین، این خانهی بزرگ باشیم.
دفتر انجمن حافظان محیط زیست واقع در خیابان آبفا، کنار هنرستان امیرکبیر، جنب منزل اسد محسنی است. علاقهمندان به طبیعت و حافظت از آن، جهت همکاری و مشارکت میتوانند به آدرس ذکر شده بروند و یا با شماره ۰۹۳۸۸۸۶۰۸۸۳ با آقای اسد محسنی در تماس باشند و یا در گروه انجمن در پیامرسان بله و واتساپ عضو شوند
معرفی کوتاهی از چهار خانم فعال انجمن حافظان محیط زیست
فاطمه پورشمسی متولد ۱۳۶۷ است و از سال ۱۳۹۳ با همسرش اسد محسنی که عضو هیات موسس و نایبرییس انجمن حافظان محیط زیست است، در انجمن مشغول به فعالیت هستند.
رویا اعتمادیفر دومین نفری است که با او به صورت وویس مصاحبه کردیم. او و همسرش مرتضی کهنسال عضو فعال انجمن حافظان محیط زیست هستند. اعتمادیفر متولد آبانماه سال ۱۳۶۹ و همسرش متولد خردادماه سال ۱۳۶۸. آنها دو فرزند بهنامهای بنیامین و نرگس دارند که پسرشان ۱۱ساله و دخترشان ۴ساله است.
رقیه افشار از دیگر اعضای انجمن حافظان محیط زیست و روابط عمومی انجمن است. او سه پسر به نامهای فرزاد، مهرزاد و فرزین دارد که به ترتیب ۱۶ ساله، ۱۱ساله و ۹ ساله هستند.
معصومه فتحی همیار طبیعت و همسرش محمود خیرخواه نیز از اعضای اصلی و فعال محیط زیست هستند. فتحی متولد شهریورماه سال ۱۳۶۷ است و دو پسر بهنامهای حسینعلی و محمدامین و یک دختر بهنام زهرا دارد که به ترتیب ۱۹ساله، ۲۳ساله و ۲۹ساله هستند.
رویش انجمن، آشنایی و وظایف
فاطمه پورشمسی در رابطه با ثبت رسمی انجمن حافظان محیط زیست میگوید: «زمانی که کار برای محیط زیست را شروع کردیم، بهصورت سمن نبودیم و با دوستانمان به صورت خانوادگی کار میکردیم. بعد از چندسال با کمک حیدر حجازی موفق به ثبت انجمن و چارتهای تشکیلاتی شدیم.»
او ادامه داد: «مثلا باید بگویم که اعضای اصلی انجمن ما ۱۲ نفره است. دکتر احمد عبدالهی هم رییس هیات مدیره انجمن حافظان محیط زیست است که در اجرای برنامههای مختلفی که داریم فرقی بین پروفسور عبدالهی که رییس هیات مدیره هستند و کسی که سالی یکبار برای کمک به انجمن میآید، نیست و همه افراد هر کاری که بتوانند و از دستشان بر بیاید انجام میدهند.»
رویا اعتمادیفر افزود: «راستش را بخواهید ما از سال ۱۳۹۵ یک گروه خودجوش را تشکیل دادیم. اما فکر کنم از سال ۱۴۰۰ گروهمان رسمی شد یعنی توانستیم آن را به صورت رسمی ثبت کنیم.»
پورشمسی از وظایفش در انجمن حافظان محیط زیست سخن گفت: «کار من در انجمن بیشتر جذب خانمها و سازماندهی آنها طبق برنامههای انجمن است. البته باید اضافه کنم که در انجمن ما فرقی نمیکند که چه کسی سابقهی بیشتری دارد یا چه کسی مسئول است، بلکه ما سعی میکنیم همه در کنار هم بهترین فعالیتها را داشته باشیم.»
زمانی که از فاطمه پورشمسی وظایف همسرش در انجمن حافظان محیط زیست را میپرسم میخندد، کمی مکث میکند و میگوید: «دوستان به همسرم میگویند موتور محرک انجمن! در واقع برای همسرم فعالیت و کارهای انجمن خیلی مهمتر از مسائل زندگی است. پنجشنبه و جمعههای هر هفته که تعطیل است و روز خانواده است هم آقا مشغول رسیدگی به درختها و آبیاری آنهاست.»
معصومه فتحی از موضوعی که باعث شده است به انجمن حافظان محیط زیست بپیوندد گفت: «علاقه به محیط زیست و گیاهان مختلف که در آبوهوای شهرم یا بهتر است بگویم کشورم موثر است باعث شد به جمع اعضای انجمن پیوند بخورم.»
اعتمادیفر از فعالیتش در انجمن حافظان محیط زیست و چگونگی ورود به انجمن میگوید: «فعالیت من در انجمن شامل جمعآوری پسماند و آشغال در تنگآب، کاشت نهال و آبیاری آنها و نگهداری از حیوانات زخمی است. راستش یکبار که به تنگآب رفتم منظرهای را دیدم که واقعاً دلم گرفت. آنجا یک مکان باصفا و زیبا است اما دور تا دورش پر از زبالههایی بود که آدمها آنها را جمع نکرده بودند؛ آن لحظه به این قضیه فکر کردم که ما فقط به طبیعت میرویم تا از زیبایی طبیعت لذت ببریم و آنجا بود که فهمیدم اگر من و شما فقط تماشاچی بمانیم چند روز بعد چیزی برای تماشا کردن نمیماند و همانجا بود که تصمیم گرفتم فقط تماشاگر نباشم و سعی کنم هر طور که شده حتی با کارهای کوچک یک حافظ برای این زیباییها بشوم.»
علایق خانوادگی در پیوند با طبیعت
افشار از دلیلی که باعث شد با اعضای انجمن محیط زیست همکاری داشته باشد، توضیح داد: «ببینید سرشت تمیزی و پاکیزگی در وجود هر آدمی قرار دارد؛ طبیعتاً در خانمها بیشتر! من هم مثل بقیه خانمها به تمیزی خیلی اهمیت میدهم. مثلا در ماشینم کیسهزبالهای گذاشتهام و به بچههایم آموزش دادهام که هیچوقت تحت هیچ شرایطی در هیچ کجا زباله نریزند؛ هر بار که به طبیعت میرفتم در مسیرم با زبالهها، چه در جنگل، کنار رودخانه یا اماکن تفریحی و گردشگری در گراش و بقیه شهرها مواجه میشدم و این موضوع ناراحتم میکرد و با خودم میگفتم که اگر هر نفری زباله خودش را جمع میکرد ما شاهد این صحنههای نامناسب نبودیم.»
او از مسئولیتش در انجمن حافظان محیطزیست میگوید: «من به عنوان اعضای انجمن و دوستدار محیط زیست شهرم، در اکثر برنامهریزیها و اقداماتی که انجام میشود، مشارکت دارم. مسئولیتهای من عکاسی در امور محیطزیستی، همکاری در پاکسازی طبیعت سطحشهر، تشویق و مشارکت در فعالیتهای درختکاری مدارس گراش و اهمیت آبیاری برای آیندگان است.»
فتحی در مورد وظایفش در انجمن کوتاه توضیح داد: «باید گفت که وظیفه من شرکت در کارهای فرهنگی و عملی محیطزیست است که شامل موراد مختلفی میشود.» او از مسئولیتهای همسرش هم گفت: «مسئولیت همسرم کاشت درخت یا گلوگیاه و نظافت و جلوگیری از شکارهای غیرقانونی و… است.»
فاطمه پورشمسی هم از علاقه فرزندانش به طبیعت توضیح داد: «من سه پسر به نامهای محمدحسین، محمدهانی و محمدعلی دارم. محمدحسین پسر اولم ۲۰ساله است؛ اما محمدهانی پسر دوم من ۱۳ساله و پسر سومم محمدعلی ۸ساله است که از همان بچگی به گل و نهال علاقه داشتند و همیشه در کنار پدرشان بودهاند؛ در کل ما خانوادگی عاشق طبیعت هستیم.»
رویا اعتمادیفر از علاقه خانوادگیاشان به گل و گیاه و درختان گفت: «کل خانواده به گل و گیاه علاقه دارند مخصوصا پسرم؛ با اینکه بنیامین سنش کم است اما در باغچه خانهامان گل و گیاه میکارد و به آن رسیدگی میکند و به آن آب میدهد؛ خودم هم در اتاقم چند گلدان گذاشتهام چون علاقه خاصی به گل و گیاه دارم.»
از اولین تجربه اعتمادیفر در فعالیتهای انجمن، کاشت درخت بوده است؛ او میگوید: «اولین تجربهی جدی من کاشت درخت کُنار بود. راستش آن موقع فکر میکردم با این کارم دارم به طبیعت لطف میکنم اما وسط کارهایم ناگهان به این فکر کردم که ما واقعاً کی هستیم؟ و در جواب به خودم گفتم ما فقط یک تکه از این زندگی هستیم و آن تجربه به من یاد داد که انسان جایگاهش این نیست که روی طبیعت حکومت کند یا فقط از آن مصرف کند بلکه جایگاه انسان این است که نگهبان این دنیا باشد؛ این نگاه باعث شد خیلی متواضعتر به دنیا نگاه کنم.
رقیه افشار در رابطه با علاقه پسر کوچکش به طبیعت گفت: «پسر کوچکم فرزین علاقه بیشتری به گل و گیاهان دارد و چندینبار برای آبیاری درختی که به اسم کلاس مدرسهاش در محدوده تفریحی و تاریخی تنگآب کاشته شده است، آمده تا به آنها رسیدگی کند.»
فتحی هم مانند رویا اعتمادیفر اولین تجربهاش از فعالیت انجمن حافظان محیطزیست کاشت درخت بوده است او گفت: «اولین فعالیت من کاشتن نهال ابریشم بود؛ همین کاشت یک مقدمه کوچکی شد تا من بیشتر از قبل به گل و گیاهان علاقه پیدا کنم.»
اولین خاطرات از عشق به طبیعت
حالا نوبت به قسمت شیرین ماجرا یعنی بازگو کردن خاطرات سالها فعالیت در انجمن حافظان محیطزیست رسیده بود. پورشمسی خندهاش را کمی کِش داد و اضافه کرد: «آقای محسنی تا حدی به کارهای انجمن و محیطزیست اهمیت میدهد و از جان و دل برایشان مایه میگذارد که تنگآب را آباد کند و یک مکان تفریحی برای مردم شهرش بسازد که حتی یکبار تولد پسرم همزمان با اوج کارهای انجمن حافظان محیطزیست شده بود و شبانهروز همسرم در تنگآب فعالیت میکرد؛ پسرم آن زمان در بیمارستان بستری بود، پرستار گفت که به همسرم زنگ بزنم تا بیاید، زنگ زدم اما گفت کارهای انجمن مانده است، نمیتواند بیایید.»
او کمی مکث کرد و گفت راستی از اولین خاطراتمان در کاشت نهال هم برایتان بگویم که جالب است؛ وی ادامه داد: «دقیقا زمانی که پسرم محمدعلی را باردار بودم، موقعی بود که نهالکاری انجمن را در تنگآب شروع کرده بودیم و همسرم به حدی مشغول رسیدگی به کارهای انجمن بود که من با وجود ویارهای خیلی شدید با عروسم به بیمارستان مراجعه میکردم و همسرم هم فعالیت در انجمن را ادامه میداد.»
اعتمادیفر از اولین خاطرهاش و حس رضایت بعد از آن میگوید: «اولین خاطره من بر میگردد به چند سال پیش که در ماه تابستان میخواستیم به صورت گروهی در تنگآب نهال بکاریم. خب من اوایل فکر میکردم این کاری که باید انجام بدهم خیلی راحت است، اما بعد از دو ساعت که زیر آفتاب مانده بودیم و نهالها را میکاشتیم واقعاً خسته شده بودم! ولی لحظهای را که هیچوقت فراموش نمیکنم این است که وقتی آن موقع پشت سرم را نگاه کردم، دیدم که ما چقدر نهال کاشتهایم و آن روز یک حس رضایت عجیبی داشتم که آن خستگی شدید جای خودش را به یک لبخند عمیق داد؛ آن لحظه بود که فهمیدم لذت انجام دادن یک کار خیلی بیشتر از لذت تماشا کردن آن کار است.»
افشار از اولین تجربه فعالیتش در انجمن توضیح داد: «اولین تجربه من مشارکت در طرح درختکاری مدارس بود که از طریق مدیریت مدرسه مهر سلیمی و وارث انصاری انجام شد و آن طرح، کاشت نهالی به رسم یادبود بود. همچنین اولین خاطرهام مربوط به شرکت در پاکسازی طبیعت تنگآب گراش میشود. ما در آن برنامه به همراه چند خانم دیگر داوطلبانه توانستیم چندین کیسه زباله را جمع آوری کنیم؛ قطعا در وهله اول از آن حجم زیاد زباله که افراد در طبیعت رها کرده بودند ناراحت شدم، ولی از طرف دیگر که توانسته بودیم آن محدوده تفریحی و تاریخی را پاکسازی کنیم؛ احساس رضایت داشتم.»
به نظر میرسد که معصومه فتحی کمحرف است اما با این وجود از خاطراتش میگوید: «اولین خاطراتم مربوط میشود به قبلترها که بهدلیل امکانات کم با دبهی ۲۰لیتری درختان و نهالهای تنگآب را آبیاری میکردیم.»
با گذشت زمان و صحبتهایی که به درازا کشیده شده بود کمکم نکتههای جدیدی به ذهن خانمها میآمد و بهنظر میرسید که سعی میکنند برای مصاحبه چیزی از قلم نیافتد.
از حجم زیاد زباله در خیابان واقعا رنج میبردم
فاطمه پورشمسی نفس عمیقی کشید و از اتفاقی که باعث شده است در طبیعت بهجای تماشاگر بودن، حافظ باشد گفت: «زمانی که در مناسبتهای مختلف در شهر، مراسمهای گوناگونی برگزار میشد و حجم زیادی از زباله را در خیابان میدیدم واقعا رنج میبردم و دلم میخواست که خیابان هرچه سریعتر تمیز شود. چندین سال بعد از پایان مراسم ماهمحرم و مراسم پیادهروی اربعین در جاده چکچک من و همسر و فرزندانم پلاستیک به دست زبالهها را جمع میکردیم.
وی افزود: «خب راستش چون ما خودمان به این کارها علاقهمند هستیم زیاد اوضاع را برای خودمان سخت نمیکنیم. اما اگر شخصی بدون رضایت و علاقه چنین کارهایی را انجام دهد، اوضاع برایش کسلکننده میشود. من حتی وقتی درخت میکاشتیم به این فکر میکردم که اگر ما هم در دل شهر یک جنگل کوچک داشته باشیم تا در روزهای تعطیل به آنجا برویم و در جایی که خودمان ساختهایم تفریح کنیم، چقدر لذت بخش است. خب البته من از همان اوایل با همسرم همکاری داشتم! ما برای پیشبرد برنامههایمان در انجمن به ابزار و وسایل زیادی نیاز داشتیم از جمله مکانی برای نگهداری وسایل که خداراشکر به کمک خیرین، دوستان و همسرم کمکم وسایل تهیه شد و یکی از اتاقها و پارکینگ خانهمان متعلق به انباری انجمن شد.»
اول میسنجیم اولویت با کدام کار است
رویا اعتمادیفر از اولویتبندی رسیدگی به کارهای انجمن حافظان محیطزیست توضیح داد: «راستش ما برای اینکه در تصمیمگیریهایمان عجولانه عمل نکنیم اول میسنجیم اولویت با کدام کار است؛ یعنی وقتی با چند تا بحران مثل خشکسالی یا پسماند و… مواجه میشویم از خودمان میپرسیم اول رسیدگی به کدام مورد مهمتر است؟.»
رقیه افشار از اولویتبندی کارها در انجمن حافظان محیطزیست میگوید: «در بحث خشکسالی اولویت ما آمادهسازی و تمیز کردن برکهها در سطح شهر و طبیعت است. در بحث آتشسوزی هم اولویت ما آموزش دادن افراد و خانوادهها در طول سال و همچنین جلساتی از این قبیل است. یکی دیگر از اولویتهای ما مربوط به طرز برخورد با شکارچی، آمادهسازی کردن و آموزش افراد و همچنین تیمار پرندگان و رهاسازی آنها در طبیعت میباشد. البته فعالیتهای انجمن گستردهتر است از جمله حفاظت از حیاتوحش و محیط زیست، حفظ و کاشت و نگهداری از درختان بومی در طبیعت و… است.
پورشمسی از فعالیتهایی که به صورت خانوادگی برگزار میشود گفت: «خداراشکر بعد از چندین سال، انجمن حافظان محیط زیست بر سر زبانها افتاد و توانستیم نیروهای خوبی را جذب کنیم که الحمدالله عضو ثابت و پایکار انجمن هستند. به عنوان مثال ما برای نصب لولهکشی و شیرآلات سرویسهای بهداشتی در تنگآب و قرار دادن بشکهها در جای مخصوصش با کل اعضای انجمن به شکل خانوادگی همکاری داریم که فکر میکنم در مجموع ۱۰ تا ۲۰ خانواده میشود.»
اعتمادیفر از دیگر فعالیتهای انجمن حافظان محیط زیست سخن میگوید: «یکی از معیارهای اصلی فعالیت ما احیای مناطق تخریب شده است. ما به جای اینکه فقط درخت بکاریم روی کاشت گونههای بومی تمرکز میکنیم! چون میدانیم درختان بومی با اقلیم منطقه سازگارترند و آب کمتری مصرف میکنند و زنجیرهغذایی حیوانات منطقه را دوباره فعال میکنند؛ پس ما در فصلهای مناسب به جای یک کاشت ساده، در واقع سعی میکنیم که اکوسیستم منطقه را بازسازی کنیم.»
فعالیتهای انجمن دو دستهی عملی و فرهنگی است
افشار از آموزش حفظ و نگهداری طبیعت در مدارس توضیح داد: «قطعا آموزش در مدارس برای حفظ و نگهداری طبیعت فایده دارد اما به شرطی که از شیوهی کتابی و تئوری فاصله بگیریم. مشکل اینجاست که ما محیطزیست را به دانشآموز درس دادهایم در حالی که محیطزیست باید تجربه بشود! وقتی یک دانشآموز یاد میگیرد که آلودگی هوا چیست؟ آن را برای امتحان حفظ میکند و این باعث نمیشود که رفتار آن فرد نسبت به طبیعت تغییر کند، اما اگر همان دانشآموز یک نهال بکارد و هر روز رشد آن را ببیند، معنی عشق و مسئولیت را بهتر میفهمد.»
فاطمه پورشمسی از کارهایی که در انجمن حافظان محیطزیست انجام میشود گفت: «چون توانمان زیاد نیست، سعی میکنیم بیشتر با فرهنگسازی عملی یا تبلیغاتی آگاهسازی را انجام بدهیم؛ در واقع برای پیشامد بحران هم گروه مدیریت بحران را داریم. فعالیتهای انجمن به دو دسته عملی و فرهنگی تقسیم میشود؛ فعالیتهای عملی شامل کاشت درخت و نگهداری از آنها، جمعآوری پسماند از طبیعت، نجات حیوانات آسیبدیده و در معرض خطر، فرهنگسازی، مدیریت بحران در کنار فرمانداری، اقدام در خصوص ناهنجاریهای اجتماعی مرتبط مثل واگذاریهای بدون طرح توجیهی است و فعالیتهای فرهنگیامان هم شامل شناخت آداب و رسوم گراش به شهرهای اطراف (جشنهای روز گراش، شیراز، لطیفی، جشنواره کبابگراشی، بزرگداشت یاد پدر معنوی گراش و…) و مهتابنوردی میشود.
فتحی ادامه میدهد: «سرسبزی و کاشت درخت، نظافت منطقه و جلوگیری از شکارهای غیرقانونی هم از فعالیتهای ما به حساب میآیند.»
کمبود منابع مالی و کمبود آگاهی مثل دو روی یک سکهاند
رویا اعتمادیفر کمبود منابع مالی و کمبود مشارکت و آگاهی عمومی را نوعی تهدید برای محیطزیست میداند، او در این باره حرف زد: «به نظر من این دو مثل دو روی یک سکهاند و نمیشود یکی را بدون آن یکی دید. اما اگر بخواهم اولویتبندی کنم میگویم کمبود آگاهی و مشارکت، تهدید عمیقتری است چون اگر شما منابع مالی زیادی داشته باشید اما مردم با شما همراه نباشند هر کاری بکنید موقتی خواهد بود؛ مثلاً اگر با پول زیاد یک منطقه را تمیز کنید اما مردم هنوز عادت داشته باشند زبالههایشان را آنجا بریزند، آن موقع دوباره طبیعیت کثیف میشود! اما وقتی آگاهی و مشارکت عمومی بالا باشد حتی با کمترین منابع مالی هم میشود تغییرات بزرگی ایجاد کرد.»
رقیه افشار از چالشهای انجمن توضیح داد: «کوتاه بگویم؛ از نظر من بزرگترین چالش ما واگذاریهای زمین به افراد و آبیاری درختان در تنگآب است.»
پورشمسی از چالشهای انجمن حافظان محیط زیست گفت: «بیانش درست نیست اما چالشهای ما پروندهسازیهایی است که برای اعضایانجمن انجام میشود و اقداماتی که بعضیها برای انحلال انجمن انجام میدادند.»
اعتمادیفر از چالشها و کمبود منابع مالی و انسانی انجمن میگوید: «باید گفت که همیشه بزرگترین چالش ما کمبود منابع بوده است چه از نظر مالی و چه انسانی. خیلی وقتها یک پروژهی بزرگ در سر داشتهایم اما نه بودجهی کافی داشتیم و نه تجهیزات. مثلاً برای کاشت درختان بومی، دسترسی به نهالهای باکیفیت یا ابزار مناسب برای جابهجا کردنشان در مناطق سخت، واقعاً چالش برانگیز بود. خیلیوقتها هم بود که ایدههای خیلیخوبی داشتیم مثلاً احیای یک منطقهی تخریب شده؛ اما برای گرفتن یک مجوز ساده یا هماهنگی با سازمانهای مختلف زمان زیادی از ما میبرد و گاهی وقتها جواب منفی میگرفتیم و حس میکردیم که دست و پایمان واقعاً بسته است اما یاد گرفتیم که چطور خواستههایمان را با زبانی بیان کنیم که برای افراد مربوطه هم جذاب باشد.»
محیط زیست امانت است
افشار در رابطه با کلمه محیط زیست چنین گفت: «محیط زیست صرفا مختص به یک شخص نیست؛ همگانی است؛ پس ما باید تا جایی که برایمان مقدور است برای حفظ و نگهداری از آن کوشا باشیم.»
فاطمه پورشمسی کلمه محیط زیست برای نسل آینده را خیلی کوتاه توصیف میکند: «محیطزیست امانتی است که باید به بهتر شدن آن کمک کنیم و برای آینده میراثی خوب بهجا بگذاریم نه اینکه آن را به دست خودمان نابود کنیم.»
پورشمسی از بزرگترین تهدید برای محیطزیست توضیح داد: «بزرگترین تهدید این است که مردم نسبت به مسئولیت اجتماعی خودشان بیتفاوت باشند. اگر آن مسئولیت را بشناسند نه کمبود منابع مالی داریم و نه مشارکت عمومی ضعیف. البته ما نونهالانی را در انجمن داریم که در زمینه حفظ محیطزیست، بسیار حساس و مسئولیتپذیر هستند و همینها برای ما امید است. رویا اعتمادیفر در رابطه با محیطزیست گفت: «محیط زیست امانتی است که ما از گذشتگان گرفتهایم تا با عشق از آن مراقبت کنیم و طبیعت را سالم به دست بچههایمان بسپاریم؛ محیط زیست تنها سرمایهای است که اگر امروز از آن محافظت نکنیم فردا هیچ ثروتی جایگزینش نمیشود.»
از نظر معصومه فتحی کلمه محیط زیست این معنی را میدهد: «طبیعت برای اینکه بتواند به بقای خودش ادامه بدهد و همیشه پاک باشد به دستها، اندیشه و ارادهی ما آدمها نیازمند است. در واقع لحظاتی که از انجام فعالیتهایم احساس خستگی میکنم، فقط رشد و نمو گیاهان است که به من انگیزهی ادامهی کارم را میدهد.»
فاطمه پورشمسی به همشهریان و مردم جامعه توصیه کرد که مراقب طبیعت باشند و آن را پاکیزه نگه دارند او توضیح داد: «طبیعت سالم و زیبا بهترین راه برای دوری از استرس، افسردگی و بیماریهای جدید است. از هر شخصی که این مصاحبه رو میخواند میخواهم که وقتی به طبیعت میروند زبالههایشان را در سطل زباله بریزند نه بگذارند روی ماشین که وسط جاده رها بشود و صحنهی زشتی به جا بماند؛ در واقع بگذارید همانطور که شما از طبیعت لذت بردید نفر بعدی که به طبیعت میرود هم به همان اندازه لذت ببرد نه اینکه با زبالههای بهجا مانده مواجه شود.»
راحتترین راه جذب، اعلام اسم افراد و توانایی آنها به مدیران گروه است
رقیه افشار در آخر از نوع همکاری بانوان علاقهمند برای مشارکت در فعالیتهای انجمن حافظان محیطزیست میگوید: «درب انجمن ما بهروی همه خانمهایی که حتی یکذره برای محیط زیست دلسوزی دارند کاملاً باز است. روش ارتباط با ما هم خیلی ساده است؛ کافی است از طریق آیدی اینستاگرام انجمن حافظان محیطزیست ما را دنبال کنند و به ما پیام دهند.»
پورشمسی در آخر ادامه داد: «یک راه ارتباطی برای جذب بانوان علاقهمند به همکاری این است که ما در پیامرسان بله و واتساپ یک گروه داریم و اگر برنامهای باشد از طریق رسانههای محلی و همان گروهها به مخاطبان اعلام همکاری میکنیم. بهنظرم راحتترین راه جذب این است که افراد علاقهمند خواسته همکاریاشان را به مدیران گروه اعلام کنند و بگویند که چه تواناییهایی دارند تا سازماندهی شوند.»
شاید حفظ طبیعت، از کارهای خیلی بزرگ و عجیب شروع نشود؛ شاید از همین جا شروع شود که زبالهامان را در طبیعت رها نکنیم، به درختان و گیاهان آسیب نزنیم و یاد بگیریم زمین فقط جایی برای استفاده کردن نیست، بلکه خانهای است که باید از آن مراقبت کنیم.
مصاحبه این چهار خانم هم یادآور همین نکته بود؛ اینکه هر کدام از ما، با هر توان و در هر جایگاهی، میتوانیم سهمی در سالمتر و پاکتر ماندن محیطزیست داشته باشیم. امیدوارم روزی برسد که احترام به طبیعت، نه یک توصیه، بلکه بخشی از فرهنگ همیشگی زندگیمان باشد.»
گوشههایی از فعالیت زنان انجمن حافظان محیط زیست را در این عکسها ببینید.









