هفتبرکه – احمد خضری*: هفتم اردیبهشتماه یادآور یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر اوز است؛ روزی که در سال ۱۳۳۹ خورشیدی حادثهای ناگوار، جان جمعی از همشهریان ما را گرفت و زخمی عمیق در خاطره مردم این دیار بر جای گذاشت.
پس از وقوع زلزله بزرگ لار که باعث کشته شدن شمار زیادی از انسانهای بیگناه و ویرانی خانههای بسیار شد، شایعاتی در منطقه پیچید که گویا از کوههای لارستان آتشفشانی فوران خواهد کرد و زمینلرزههای پیدرپی ادامه خواهد داشت. همین نگرانیها سبب شد بسیاری از مردم شبها از ترس فرو ریختن خانهها در فضای باز و بیرون از منازل خود استراحت کنند.

در یکی از همین شبها، یعنی هفتم اردیبهشت سال ۱۳۳۹، گرگی هار وارد شهر اوز شد. این گرگ پس از حمله به حیوانات اهلی، به مردم نیز حمله کرد و بیش از سی نفر از اهالی را مجروح ساخت. از آن زمان، سال ۱۳۳۹ در خاطره مردم اوز به «سال گرگه» معروف شد.
مجروحان این حادثه در درمانگاه اوز با تلاش رئیس وقت درمانگاه، دکتر بهجتنیا، پانسمان شدند؛ اما به دلیل نبود واکسن ضد هاری در منطقه، امکان تزریق آن وجود نداشت، زیرا در آن زمان این واکسن تنها در انستیتو پاستور تهران در دسترس بود.
چند روز پس از حادثه، دکتر شهریاری، بازرس درمانگاه، با مشاهده وضعیت بیماران، بر اعزام فوری آنان به تهران تأکید کرد. سرانجام مجروحان به سرپرستی مرحوم محمد محمودی ــ مسئول وقت بهداشت اوز ــ با اتوبوس جمعیت شیر و خورشید سرخ (هلال احمر) به تهران اعزام شدند و در بیمارستان فیروزآبادی تحت درمان قرار گرفتند. با این حال، حدود بیست روز پس از حمله گرگ، علائم بیماری هاری در برخی از مجروحان ظاهر شد و متأسفانه هفت نفر در تهران و سه نفر در اوز جان خود را از دست دادند.
در همان شبهای پس از حادثه، برای حفظ امنیت مردم، در هر کوچه فردی مسلح نگهبانی میداد. سرانجام گرگ هار که روزها را در بیشههای تاگدار اطراف شهر پنهان میشد، شبی دیگر دوباره وارد شهر شد. در آن هنگام ابتدا آقای محمد صدیق پیرزاد به سوی او تیراندازی کرد و گرگ زخمی شد. این حیوان زخمی به سوی شرکت برق گریخت و در آنجا شادروان رجبعلی قریشی، مسئول کارخانه برق، با شلیک گلولهای دیگر به زندگی او پایان داد.
این حادثه تلخ سالها در حافظه مردم اوز باقی مانده است. یاد و خاطره همه درگذشتگان آن واقعه اندوهبار گرامی باد.
* رئیس هیات مدیره خانه مطبوعات و رسانههای شهرستان اوز، فعال فرهنگی


