هفتبرکه: فاطمه بمانپور، فرزند رضا بمانپور و خدیجه عبدالی، چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ در منزل دچار مرگ ناگهانی شد، اما قرینهی چشمها و برخی بافتهای بدن به کالبدهای دیگری پیوند خواهد خورد تا اینگونه تکههایی از وجود مادر ستایش به دیگران زندگی ببخشد.
فاطمه دومین فرزند رضا بمانپور، جانباز اعصاب و روان ۸ سال دفاع مقدس بود. او متولد ۲۶ فروردین ۱۳۷۲ بود و از دانشگاه علمی کاربردی لارستان مدرک کارشناسی داشت. چند سالی نیز در یکی از مدارس پسرانه غیر دولتی گراش، معلم هنر و بعد آموزگار کلاس اول ابتدایی روستای کنار زیارت بود. ده سال پیش نمایشگاهی از آثارش در نگارخانه آبشار اندیشه برگزار شده بود. (خبر در سایت هفتبرکه)

فاطمه بمانپور شهریور ۱۳۹۵ در گفتگویی با هفتبرکه در مورد علاقهاش به هنر گفته بود: «از کودکی علاقه به هنر داشتم. از سال ۸۷ تا الآن [۱۳۹۵] کار کردهام. زمینه کاری سبکهای مختلف و امتحان تکنیکهای متفاوت مانند رنگ و روغن، تذهیب، مینیاتور، ترکیب مواد، نقش روی سفال، نقاشی روی دیوار و ویترای (نقش روی شیشه) است.»
ستایش عبدالی، دختر او، از مادرش میگوید: «مادرم هنر را دوست داشت و بیشتر آن را خودآموز یاد گرفته بود. بعد وارد دانشگاه شد و در رشته گرافیک تحصیل کرد. همه کارهای هنری، از طراحی چهره گرفته تا انواع دیگر هنرها را بلد بود.»
مرحوم بمانپور در ۱۸سالگی ستایش را به دنیا آورد و در ۳۲ سالگی او را تنها گذاشت و از دنیا خداحافظی کرد. حالا بهجز ستایش و آثار هنری که از او به جا مانده، قرنیه چشم و دریچه قلب مرحومه بمانپور نیز در وجود افراد دیگری در این دنیا خواهند بود تا یاد و خاطرهاش زنده بماند.
زمانی که پیکر خانم بمانپور برای تشخیص علت فوت به پزشک قانونی شیراز منتقل شده بود، در آنجا خانواده با برداشتن قرینه و برخی از بافتها برای پیوند به سایر بیماران موافق کردند. ستایش از مادرش میگوید: «مادرم آرزویش بود و چند دفعه هم میخواست کارت اهدای عضو بگیرد تا وقتی فوت کرد، اعضایش را اهدا کنند.»
او ادامه میدهد: «مادرم بیش از حد مهربان بود و به من توجه میکرد. هیچوقت از فکر من بیرون نمیرفت. با اینکه ازدواج مجدد کرده بود، اما همیشه به فکر من بود، همیشه به من زنگ میزد و هیچوقت از من غافل نبود.»
پیکر فاطمه بمانپور فردا، جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر از مقابل اداره آموزش و پرورش به جایگاه ابدیاش در گلزار شهدا بدرقه خواهد شد.


