هفت‌برکه: در هشتگ «گنجینه»، محمدحسن روستایی، نویسنده و پژوهشگر گراشی، بخش‌هایی از کتاب منتشرنشده‌اش، «فرهنگ کنایات، اصطلاحات و مثل‌های گراشی» را با خوانندگان هفت‌برکه به اشتراک می‌گذارد. در این شماره، روستایی به مصدر قدیمی و اهریمنیِ «دراییدن» پرداخته است؛ فعلی که امروزه نیز در زبان گراشی، در افعالی مثل «اَدَرِ» و «داردای» (هر دو به معنای پرحرفی و وراجی می‌کند) و اصطلاحاتی مثل «پشت سِرَمو داردان» (پشت سرمان حرف می‌زنند) باقی مانده است.

Ganjineh 5 Darayidan

محمدحسن روستایی

برگرفته از کتاب «فرهنگ کنایات، اصطلاحات و مثل‌های گراشی»

فعل اهریمنی «دراییدن»

شاید تا به حال این اصطلاحات را شنیده باشید:

– «پُشتِ سِرَمُو داردان»  post-e seramu dârdân  به معنای «پشت سرمان حرف می‌زنند»؛ کنایه از غیبت می‌کنند و تهمت می‌زنند؛

– «اَدَرِ»adare  به معنای «پرحرفی می‌کند، ورّاجی می‌کند»

– «داردای»  dárdáy به معنای «پرحرفی و وراجی می‌کند.»

این فعل‌ها از مصدر «دریدن» / «دراییدن» گرفته شده‌اند که معادل فعل «گفتن» است، ولی از نوع اهریمنی؛ یعنی با معنای منفی.

دو نمونه از این فعل در متون و اشعار کهن:

«هر شب اهریمن به دیوان دراید (گوید) که اندر جهان روید» (اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی، ۶۴۸)

«منگر سوی آن کسی که زبانش / جز خرافات و فِریَه (تهمت) ندرایید» (ناصرخسرو)

ریشه این فعل، «دراییدن» (بلند و بیهوده حرف زدن) daráyítan (فرهنگ فارسی به پهلوی، ۲۲۶) است که آن را از فعل‌های اهریمنی نیز می‌دانند.

در گراش نیز این فعل را معادل «پرحرفی می‌کند» و فعلی منفی می‌دانند و برای تحقیر استفاده می‌کنند.

فعل‌های تحقیرآمیز دیگر

گاه افعالی دیگر نیز در گویش گراش و در مفهوم تحقیر می‌آید، همچون:

«مَنَر»   manar یعنی سخنان بیهوده مگو

«نَرِذای (نَرِدای)» narezáy / naredáy  یعنی پرحرفی می‌کند.

که به نظر همان «ننال: ساکت شو؛ خفه شو» است.

«بِترَکِش» betrakeš یعنی بترکی (که چقدر حرف می‌زنی!)

«کَپَ بِبِش» kapa bebeš  یعنی کپه شوی (که چقدر حرف می‌زنی!)

«پرکَند بِبَش» parkand bebaš یعنی حرکت کن، بیا.

«پس پَر بِبَش» pas par bebaš  یعنی برگرد.

«پَلَسمُو بِبَش» palasmū bebaš یعنی برگرد (بازگرد) و بیا.

که همه در حالت تحقیر مخاطب و از افعال اهریمنی است. اما واژه‌هایی چون «گفت، فرمود و …» مثبت است.

ریشه واژه‌ی کائت

شناخت معنی واژه‌ «کائَت یا کُئَت»koa:t/kâat  هم در این زمینه، خالی از لطف نیست؛ واژه‌ای که گراشی‌ها در معنی «سخن گفتن» زیاد به کار می‌برند. واژه «کائَت / کُئَت» حتی در ترکیب «کُئَتِ شاو: افسانه » نیز دیده می‌شود. این واژه می‌تواند از ریشه باستانی «کَئِت» kaét به معنی در نظر گرفتن، اندیشیدن باشد (فرهنگ واژه‌های اوستا، احسان بهرامی، به یاری فریدون جنیدی، جلد سوم، ۱۶۴۵).